ماجراهای نتوند و عمه خانم!

داستان از اينجا شروع شد که يه روز، يه ایميل (نامه برقی) برای نتوند اومد:
«نتوند عزيزم! حالت چطوره؟ من ايرانيم و خدا را هم قبول دارم.(همونی که خودت هم گفتی). من خيلی سوال دارم درباره کامپيوتر و بعضی نرم‌افزارهاش. من يه همکار دارم که مهندس کامپيوتره اما هروقت هرچی ازش می پرسم ميگه: نمی دونم يا برو کلاس!
بذار يه کم از خودم بگم: من جای عمه‌تم (البته از نظر سنی). زبان انگليسی خوندم و توی يه موسسه آموزشی کار می کنم. ميخوام بدونم ميتونم سوالام رو از شما بپرسم و جوابشون رو بگيرم؟»
القصه؛ نتوند هم برای عمه نديده اش، اينطوری نوشت: « بسم‌الله. عمه جان! سلام. هروقت و هرسوالی که داشتي، بپرس. يا خودم جواب ميدم يا اينکه يه جايی رو معرفی می کنم که جوابت رو پيدا کنی. اما اين نکته رو هم درنظر داشته باش، که همه چيز برميگرده به تلاش و تمرين و تمرين و... و تمرين شما.»
:. و اين داستان ادامه دارد...

¤ تبليق! 2 ثانيه
:: تهران‌پی‌سی هم دردست ساخت است. درضمن بازديد برای عموم و غيره! آزاد است.
:: من عاشق اين نشريه‌ی پرسمان ام.

¤ عرض شود که ...
:: يکی از مديران گروه اينترنت (مجهول الهويت) برای نتکده، خط و نشان کشيده‌است!
اگر يک روز آمديد و کاسه و کوزه ما را وسط کوچه ديديد، بدانيد نتوند و بستگانش را از پرشين‌بلاگ اخراج کرده‌اند. نتوند اخراجی! چه جالب!؟
آخ. گفتم اخراج! ياد اخراج شدنم از سرويس دهنده درپيت آريان‌بلاگ افتادم که اگر عمری بود بعدا خواهم گفت. بهرحال من که اگر ديگه کلاهم هم بيفته اونطرف، بيخيالش ميشم!

¤ درحاشيه ...
:: اول اينجا رو ببينيد.
:. احتمالا از قديم هم گقته باشند که اگر مجبوری هر روز صبح يه قورباغه قورت بدی!!، (اه اه) هی واينستا نيگاش کن. چون چيزی قرار نيست عوض بشه. قورتش بده ديگه! خلاصه اينکه هميشه کار مشکلتر رو اول انجام بده تا خيالت از بابت انجامش راحت شده باشه و بقيه کارها رو با خيال راحت تر انجام بدي.

:: اينجا يک حسينيه اينترنتی است. آقامهدي. خدا قوت.

اللهم صل علی فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها. ياعلي؛

/ 3 نظر / 3 بازدید
آی لایف

نتوند جان جان ! سلام ، خوبي پسر ؟ ....اول بايد بگم که جوسازي کدومه ؟ دوم هم اينکه : خوب ديگه ما اينيم ديگه گاهي وقت ها يهويي يه چيزايي به ذهنم مي رسه ، "فارسي بلاگ" هم يکي از اونها. جاي بدي نيست ، به نظرم مي تونه جالب هم باشه . سوم در جواب سومت : البته من فقط يک توضيح کوچولو مي خواستم .و فکرش رو هم نمي کردم نتوند و نتکده که معروف به " آموزش هاي چند سوتي " و" با حال ترين وبلاگ کامپيوتري" هست بگه "همون بهتر که نخواستي، چون من نمي دادم " ! .... و اما در مورد مشکل اديتور جديد : باور کن گاهي وقت ها اينجوري مي شه ، پيام هاي آخرين يادداشت عطا توي " وبلاگ مديران سايت " رو بخون ، يه بنده خداي ديگه هم همين مشکل رو عنوان کرده بود . در مورد وبلاگ حق با شما بود و مرسي . ( البته هنوز هم اين پرشين بلاگ توي فيلتره و اين خيلي بده ) ، قلط !!! املايي و انشايي هم که طبيعيه ;-) با اين حال و اوضاع ! باز هم مرسي از اينکه به کلبه مستضعفين ! سر زدي . اميدوارم توي " فارسي بلاگ" عضو بشي ، خيلي کارها مي شه کرد ، البته نه با 5 نفر !! قربون همه بر وبچه هاي نتکده خون و نويس ! روز خنکي داشته باشيد .

علی پارسا

سلام .. خيلی دوست دارم جریان آرين بلاگ رو بدونم .. چون برای من تا حالا ۳ بار دعوت نامه فرستادن ..